حسن حسن زاده آملى

71

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

صلى الله عليه و آله و سلم فرمود من مات فقد قيامت قيامته و آن جريان قلم بر لوح تا بموت شخص من‌تهى ميگردد . و چون ديده بجناب او دوختى و از اسباب ظاهرى بريدى و به او پيوستى و از آن قرابه كام جانت را سيراب كرده اى كه همه را صادر از او ديدى و با نور معرفت بحقيقت لامؤثر فى الوجود الا الله رسيدى در خوشى و آسودگى بسر ميبرى و از هم و غم دنيا رهايى مى يا بى كه هر چه آن خسرو كند شيرين بود . آرى در مقام قل كل من عند الله هر دشوارى آسان مىشود . اين سببها بر نظرها پرده ها است كه نه هر ديدار صنعش را سزا است ديده اى بايد سبب سوراخ كن تا حجب را بر كند از بيخ و بن تا مسبب بينداندر لامكان هرزه بيند جهد و اسباب دكان و چون در اين مقام هنوز با خويش است كه از خوش‌ى و استراحت دم مىزند بمقام دهشت نرسيده است چنان كه در فص بعد بيان مىشود . در نسخه ها بعضى ثم لم تدهش است و بعضى ثم تدهش و مال هر دو يكى است كه اولى ميگويد هنوز بمقام دهشت نرسيده اى ، و دومى ميگويد بعد از اين مقام به دهشت ميرسى . و در بعضى از نسخه ها بجاى قراب فرات است و فرات ماء عذاب است يعنى آب شيرين و گوارا .